نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 6 مهر 1390

ما هرگز گذشت و ایثار شما جداشده های فراری که روزگاری صف اعضای مسئله دار و ناراضیان اشرف را تشکیل می دادید و بزرگترین خطر یعنی حذف فیزیکی و سربه نیست کردن و زندان و شکنجه را به جان خریدید، فراموش نمی کنیم. به امید دیدار و در آغوش گرفتن شما در جلوی درب باب الاسد یا ضلع شمال و جنوب و شرق اشرف...

         

 

 ... چه کنیم برادر، ما همه عاقبت به شر شدیم. در سایه رجوی به کمال نرسیده، پرپر شدیم. عاقبت ساده لوحی و فریبکاری و گول خوردن از این بیشتر نمی شود. رجوی از فرانسه به عراق آمد تا با کمک صدام آتشی بر افروزد در کوهستان! ولی زندان و سیاهچالی ساخت اندر دیاله و خالص و بعقوبه ؛ بنام نیرنگستان،فریبکده اشرف، حاصلش هم ما بازماندگان و عمر بر باد رفتگان اشرفیم که هر چقدر گره خار و سیاج می گشاییم باز فردایش چند دیوار و حصار سیم خاردار بر گردمان افزوده می شود.
بیش از یک سال و نیمی است که تفریح و سرگرمی ما اشرفی ها گوش دادن به صدای خانواده ها و در دل خندیدن و رقصیدن با آهنگ های شاد بلندگوهاست. نمی دانید چقدر مفرح روح و شادی بخشند. صبح و بعدازظهر تا پاسی از شب ما دو گوشمان را تیز می کنیم تا هرچه از بلندگوها پخش می شود، با جان و دل بشنویم. نمی دانید وقتی افشاگری جداشده ها را می شنویم از خود بی خود می شویم و کیف می کنیم. دستتان درد نکند، مرحبا و آفرین، برادرعلیشاهی واقعاً گل می کارد و یواشکی مسعود و مریم را درو می کند. خواهر بتول سلطانی که نگو، پته ی مسعود و مریم را به آب داد و از رقص در حجله رهبری با شرکت شورای رهبری گل کاشت و خاری در چشم مسعود و مریم کرد که هنوز است به خود می پیچند و زوزه می کشند. البته خیلی از ناگفته هایی که ما داریم و اسراری که هنوز به گوش ما نرسیده اند. از بلندگوها پخش می شوند که برای ساکنان اشرف خیلی جالب و شنیدنی و مفیدند.
حالا می فهمیم که رهبری و رئیس جمهور هرجایی اش چه کلاه گشادی سر ما بدبخت و بیچاره های ساده لوح گذاشته اند. وقتی بلندگوهای خانواده ها روشن می شوند ذهن خفته ما از خواب غفلت بیدار می گردد. به خود می آییم، از خود سؤال می کنیم و جواب می گیریم. هر بار به خود تعهد و قول می دهیم که در اولین فرصت ممکن همین که روزنه ای برای فرار پیدا شود خودمان را به خانواده ها برسانیم. تا کنون دهها نفر از بچه ها فرار کرده اند و چند روز بعد صدایشان را از بلندگوها شنیده ایم. آفرین به رشادت و شهامت و جسارتشان، دست مریزاد که نام خودتان را در تاریخ مبارزاتی زندانیان اشرف به ثبت رسانده اید و به فکر رهایی و نجات ما هستید. آفرین و صد آفرین بر عزم و اراده اتان که شب و روز در کنار خانواده ها برای آزاد کردن ما تلاش می کنید.
ما هرگز گذشت و ایثار شما جداشده های فراری که روزگاری صف اعضای مسئله دار و ناراضیان اشرف را تشکیل می دادید و بزرگترین خطر یعنی حذف فیزیکی و سربه نیست کردن و زندان و شکنجه را به جان خریدید، فراموش نمی کنیم. به امید دیدار و در آغوش گرفتن شما در جلوی درب باب الاسد یا ضلع شمال و جنوب و شرق اشرف.
برادران و خواهران جداشده، هر وقتی صدای شما را از بلندگوها می شنویم به زندگی و رهایی از اشرف امیدوار می شویم، جان می گیریم، به مسعود و مریم لعن و نفرین می فرستیم، آرزو می کنیم تا در کنارتان باشیم و صدای حق طلبانه و افشاگری خودمان را به رهبر فراری و رئیس جمهور هرجایی در پاریس برسانیم. دیکتاتورهای تروریستی که مرگ و بدبختی و ضلالت برای ما رقم زدند و سایه شومشان را از سر ما کنار نمی زنند.
ما برای فرار از اشرف لحظه شماری می کنیم، می دانیم که عمرمان بر باد رفت و جوانی امان به بطالت و بیهودگی گذشت. از وضعیت موجود خسته شده ایم، ولی چه کنیم، مجبوریم از زندانبانان رجوی اطاعت اجباری کنیم و ظاهرا لب به اعتراض و انتقاد نگشاییم، چون فوراً بریده و مزدور و مسئله دار وعامل رژیم و پاسدار می شویم که عواقب و عوارض سخت و طاقت فرسایی بدتر از اینکه هستیم برایمان ببار می آورد، پس اگر می شنوید که زبانمان لال به خانواده ها بد و بیراه می گوییم و پدر را ناپدری و مادر را نامادری صدا می زنیم، چاره ای غیر از این نداریم، خط فعالیت روزانه ما از پاریس می رسد، به هرچه مریم و شوهر فراری اش برایمان تجویز و دیکته می کنند مجبوریم عمل کنیم.
در آشفته بازاری که اشرف بر پا شده شنیدن فریاد خانواده ها و حذف پارازیت بلندگوهای رجوی برای ما زندانیان خیلی سخت و دشوار است. تشنه لالایی مادران هستیم ، می بینید که مریم با جیغ و زوزه کشیدن مانع می شود. چون به خوبی می داند که اشرف ناپایدار گشته و عمرش به پایان و قدمش ته گور است. بیچاره فکر می کند با چند ده نفری که به قتل می رساند و یا خوش رقصی هایی که برای آمریکایی ها می کند می تواند جلوی فروپاشی و انحلال اشرف را بگیرد و از این بیشتر ما را اسیر و زندانی نماید، نمی داند کارش ساخته و دولت مالکی و مردم عراق ذره ای از عزم و اراده اشان عقب نشینی نمی کنند. امیدوارم هرچه زودتر آخرین اولتیماتوم عراق به پایان رسد و ما از این سیاهچال رها شویم.
ادامه دارد... 

 




طبقه بندی: طنز،  اشرف، لیبرتی، پایگاه تروریستی مریم، كمپ آلبانی، 
برچسب ها: اشرف، طنز، اسرا، زندانیان، ایران،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی