نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، بالاخص فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر آمریکا ، ، آمریکا عناصر گروهک منافقین را در شمال عراق آموزش می‌دهد ، ، مرگ بر آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر آمریکا

علی هاجری با سابقه ۲۸ سال عضویت در فرقه تروریستی رجوی، رسما جدایی خود را از این فرقه در آلبانی اعلام کردو
علی هاجری با سابقه ۲۸ سال عضویت در سازمان مجاهدین رسما جدایی خود را از این فرقه در آلبانی اعلام کرد


من علی هاجری از اعضای سابق مجاهدین خلق  رسما جدایی خودم را از این فرقه در آلبانی اعلام می کنم. من در سال ۱۳۵۸ با فرقه مجاهدین خلق  آشنا شدم ولی هیچگونه فعالیتی نداشتم حتی در آن موقع که هنوز غیر قانونی اعلام نشده بود من کاری به موضوعات سیاسی و تبلیغاتی نداشتم فقط دنبال کارهای خودم بودم ۰

در سال ۱۳۶۵ بعد از تجاوز صدام حسین به میهنم در جبهه جنگ اسیر نیروهای عراقی شدم و سال ۱۳۶۷ بعد از آتش بس جنگ تحمیلی وقتی دیدم تبادل اسرا انجام نگرفت تحت تاثیر تبلیغات فرقه مجاهدین که مستمر از تلویزیون عراق پخش میشد و همچنین تحت تاثیر صحبتهای بعضی از دوستان که عمدتاً در سال ۱۳۶۹ به ایران برگشتند و همچنین وضغیتی که در اردوگاه داشتیم تقاضای رفتن به فرقه را نوشتم و در تاریخ ۱۳۶۸/۳/۳۳ بعد از توجیه توسط یکی از سرکردگان فرقه به نام مهدی ابریشمچی در تاریخ ۱۳۶۸/۳/۲۹ رسماً وارد فرقه مجاهدین خلق و پادگان اشرف شدم و از آن  مرحله فعالیت تشکیلاتی خود را آغاز کردم .

در اوائل برخوردها خوب بود ولی به مرور رنگ بوی تبعیض به مشام میرسید یعنی که دو طیف نفرات در فرقه دیده میشد یکی اردوگاهی و دیگری کسانی بودند که از جاهای دیگری پیوسته بودند. نمونه فریبکاریهایی که برای نگه داشتن نیرو انجام میدادند وعده و وعید بود و یا با کلک و شگردی که مختص خودشان بود باچرب زبانی سر افراد را شیره میمالیدند. وعده سرنگونی و از این قبیل. ولی اگر بخواهم سر کارهای ضد انسانی فرقه بگویم یکنفر بر اثر فشار روحی در یکی از پارکینگهای زرهی خودکشی کرد البته من نمشناختم دوستم که در آن مقر بود بعد از سالیان به من گفت و یا کتک کاری نفراتی که در زمان تبادل اسرا انجام شد کسانی که از اردوگاه پیوسته بودند را زدند و یا در مورد خودم در سال ۱۳۷۷ وقتی دیدند که زیر بار حرفهایشان نمروم و تن به خواسته آنها نمیدهم نشست بزرگی برای من ترتیب دادند و شروع به حرف زدن علیه من کردند که منجر به درگیری فیزیکی شد که وقتی به آنها حمله کردم با مشت تو صورتم زدند.

یا در سال ۱۳۷۳ تعداد زیادی را دستگیر کرده بودند ولی ما خبردار نبودیم بعد فهمیدیم که تحت بازجویی بودند. در نشستهای موسوم به انقلاب کارشان تهدید و تحقیر بود بخصوص در سال ۱۳۸۰ در قرارگاهی به اسم باقرزاده که صحنه گردان آن خود مسعود و مریم رجوی بود که این بیشتر برای رعب و وحشت نیروها بود و نه چند فرد مشخص بلکه میخواستند بقیه حساب کار دستشان باشد که دست از پا خطا نکنند. من از قول دوستم میگویم قتل مشکوک معصومه غیبی پور را که همیشه میگفت او  را یا کشتند یا اینکه از دست آنها دست به خودکشی زد.

برچسب زدن و تحقیر کردن نفراتی که از اردوگاه پیوسته بودند زیاد بود در نشست گفته میشد اینها لمپن بودند وانواع و اقسام این موارد یا برجسته کردن خطای فردی نفری که فرقه را ترک کرده آنهم توسط خود مسعود رجوی در نشستهای عمومی که این واقعا فشار زیادی روی مرد جماعت داشت.

به جان انداختن افراد در نشستهای به اصطلاح انقلاب وحشتناک بود میگذاشتند به دروغ هرکس میخواهد هر حرفی بزند و کسی حق نطق کشیدن نداشت و این یک وسیله شکنجه و اذیت و آزار بود که فرد باید حرف دروغ را بشنود ولی حق دفاع از خود را نداشته باشد .

به همین دلیل همه میترسیدند ، این شیوه ضد انسانی بود که مسعود و مریم رجوی ابداع کرده بودند در دروغ پردازی ید طولایی داشتند همیشه همه را از خارج شدن از فرقه مجاهدین  میترساندند میگفتند که اگر بروید با شما چنین و چنان خواهند کرد با فریبکاری میگفتند که هتل مهاجر بغداد اگر کسی پا در آن بگذارد در جا از وزارت اطلاعات ایران سر در میآورد و همه را میترساندند همه فکر میکردند که حرف واقعی است در صورتیکه از یک نفر پرسیدم گفت همه فریبکاری بود.

بله با فریبکاری نیرو را حفظ میکردند یکی از کارهای چندش آور فرقه قرار دادن اعضای تشکیلات در مقابل خانواده هایشان بود که پشت دیوارهای اشرف و لیبرتی در عراق آمده بودند که من هم یکی از آنها بودم که چند بار مصاحبه از ما خواستند که انجام بدهیم و علیه خانواده قلم  فرسایی کنیم بله به این شکل افراد شکنجه میشدند من بعد از ورود به آلبانی وقتی دیدم که هرچه گفته میشود جز فریبکاری نیست، دیگر  تصمیم گرفتم که از فرقه مجاهدین خلق جدا شده و دنبال زندگی مطلوب خود بروم.

من در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۱۱در داخل تشکیلات سازمان در البانی اعلام جدایی کردم و بعد از یکماه فرستادن من به قرنطینه در محل در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۱۱ فرقه را ترک کردم ولی دیدم باز اینها در امورات من دخالت میکنند بخاطر اینکه هیچ نوع وابستگی به فرقه نداشته باشم مستمری که از آنها میگرفتم را قطع کردم چون از ما استفاده ابزاری برای جاسوسی فرقه میکردند به همین دلیل کاملا از آنها جدا شدم و ارتباط خودم را قطع کردم. تلاش می کنم در نوشته بعدی ام شرح طرح جدایی خودم را با مسئولین سازمان در آلبانی  و حضور در قرنطینه را  بنویسم .


نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، دوم نوامبر ۲۰۱۸



طبقه بندی: اخبار،  نوید نیوز،  آلبانی، تیرانا،  اشرف نیوز،  اخبار روز،  جداشدگان از فرقه رجوی،  اعلام جدایی ، 
برچسب ها: علی هاجری، آلبانی، فرقه رجوی، اعلام جدایی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

نوید رهایی روی موبایل

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

شهید علی صیاد شیرازی

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی