نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مریم قجر «مسعود جانش» را خلیفه و حجت خدا بر روی زمین ونایب امام زمان و واجب الاطاعه می گفت.
برای کسانی مثل من که عمری را در این فرقه بی ریشه گذرانده و دوران پوست انداختن و واگشت این فرقه را بچشم دیده اند یعنی شاهد سیر نزولی این فرقه به اسفل السافلین ضلالت و سردرگمی بوده اند؛ مهر ماه و حوادث آن طی سالیان متمادی حاوی خاطرات مختلف اما البته تلخ عدیده ای است.که بطور اجمالی به مرور برخی از آنان می نشینیم.

1)انتساب مریم قجربعنوان مسوُل اول فرقه:

انتخاب مریم قجر بعنوان مسول اول این فرقه با دستوری از بالا بوسیله جعلق رجوی؛ بدون اینکه بقیه اعضاء در هر سطحی که بودند حق اظهار نظر داشته باشند ویا قبلا اصلا چنین چیزی را بتوانند تصور کنند اما فقط با یک پیام از جانب مثلا فرمانده کل نیروهای انقلاب و رهبر عقیدتی  اتفاق می افتد و بوسیله سلسله مراتب تشکیلات بقیه اعضاء وادارمی شدندکه با شور هیجان و این انتخاب را مبارک و خجسته بدانند وبه شادی وجشن بنشینند.

در همین پیام است که رجوی خود را رسما رهبر عقیدتی مجاهدین می نامد و بعدا هم دربوق و کرنا کردند و به آن دامن زدند که آره همه پیروزیها !! با رهبری مسعود میسر شده است و از عالم و آدم ؛ جدید و قدیم نسخه آوردند که هیچ جنبشی بدون رهبری نبوده و اصلا بدون رهبر عقیدتی نمی شود کاری کرد و رهبر عقیدتی همان مسعود رجوی است و چنین و چنان؛

همه شاهد بودند که بعدها مریم قجر «مسعود جانش» را خلیفه و حجت خدا بر روی زمین ونایب امام زمان و واجب الاطاعه می گفت.

القصه، 26 مهر روز مبارک و عروج مریم خانم و یا بقول خودشان مریم رهایی را هر ساله جشن می گرفتند و خدا می داند که اعضاء را به چه کارهایی وامی داشتند تا این روز مثلا با شکوه تمام جشن گرفته شود و چه بیگاریها که از گرده افراد نکشیدند و همه هم میدانند که کمتر کسی راضی بود. این روز در سالهای اول اصلا رونقی نداشت و گاه مجبور بودند که نفرات را به بهانه فیلم سینمایی و تمهیداتی از این قبیل درسالن جمع کنند و به اجبار از نفرات بخواهند که چند نمایشنامه هم درست کرده و روی سن قسمت ها اجرا و مثلا جشنی گرفته باشند اما بعدها که تعدادی از بچه های خودشان و چندهوادار از خارج را به اشرف کشاندئد این روز را با روز 30 مهر یعنی روزی که مریم قجربازهم بی مقدمه، بی رای مردم  رئیس جمهور خواندند ادغام و با نام هفته سیمرغ گسترش و مسابقاتی را بهمین نام یعنی جام سیمرغ ترتیب دادند که هم سرگرم کردن جوانترها بود و هم مثلا بزرگداشت سیمرغ خانم!!!

حتما افراد بیاد دارند که اعضای اصلی شورا یا مخالف بودند و یا ناچار سکوت کردند و البته در آن شرایط روی حرف این جعلق رجوی هم حرفی نمی توانسنتد بزنند؛ و می گفتند که به خواهر مریم حسودی می کنند. بقول رجوی شورا بهانه و سپر ما برای بستن دهن بیرونی هاست وگرنه چه شورایی؟

قبلا هم انبوهی از اعضای فرقه و افراد وابسته به خودش را وارد شورا کرده بود که در هر رای گیری ظاهری بقول خودش بیرونی ها قانع کند که در شورا رای گیری است و اکثریت مطلق هم رای دادند و از من نبود! من فقط پیشنهاد دادم، و چه کسی می توانست که وقتی که رهبر عقیدتی حرفی بزد، همه باید اطاعت کرده و شک به آن کفر و نا بخشودنی است.

اما داخل مناسبات کسی به این اعتقاد نداشت و کسی اصلا حاضر نبود در این باره صحبت کند و آنرا بیاد بیاورد.

 اگر از طرف بالا گاه وبیگاه در این باره نشست نمی گذاشتند که اعضائ می بایست از مزایاو برکات این انتساب داد سخن بگویند (و وای بحال کسی که نگوید)بیاد کسی نمی آمد و می خواستند که فراموش کنند چون دل خوشی از این شامورتی بازیها نداشتند.

بهرحال رجوی با این ترفتدها مریم جانش را در راس امور گذاشت و خود شاهانه برکرسی رهبری  تکیه داد و سازمان را که بهمت تعدادی دیگرشکل گرفته و بقیه هم عمری را صرف آن کرده بودند بی رقیب بنفع خود و همسرش مصادره کرد وهرکس هم صداش در آمد سربه نیست ویا بزورواداربسکوت شده و به حاشیه رانده شد (داستان مرگهای مشکوک داخل فرقه از قبیل زرکش و ماجرای فرمانده فتح الله)  و سازمان شد سازمان مسعود ومریم زوجی که دست در خون فرزندان ایران و حتی اعضای سازمان خود شان دارند و اینروزها دری از خیانت و وطن فروشی نیست که نزده باشند.!

رحمان محمدیان –  تیرانا – مهر 1398
سایت نجات یافتگان
ایران آزادی ـ 21.10.2019___________________________



طبقه بندی: نوید نیوز،  آلبانی، تیرانا،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات رحمان محمدیان،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی