نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

... برای اولین بار فردی بنام منصور ارباب را در مقر تدارکاتی عملیات مشاهده کردم .او به دنبال مسئول تحویل دهی تجهیزات بود تا پس از آماده سازی های اولیه به عملیات اعزام شود.در سالن غذاخوری وقتی با او برخورد کردم از من پرسید انبار تدارکات کجاست؟انبار را نشانش دادم.مشخص بود که تازه وارد است.پرسیدم از کجا آمده ای؟ جواب داد از تگزاس.مسئول انبار تدارکات زنی بنام ملیحه تدینی بود که وسایل مورد نیاز او را تامین کرد.و پس از آن به تیپ سرور (فاطمه رمضانی زن محمد محدثین) ملحق شد. با شروع عملیات دیگر او را ندیدم.در آن عملیات خیلی از دوستانم کشته شدند.تعداد زیادی از افراد جدید الورود نیز کشته شده بودند.هیچ وقت فکر نمی کردم بسیاری از افرد جدید الورود چیزی از اسلحه ندانند.اما در صحنه عملیات فهمیدم که ...

                    

                   ارباب سیر، متهم به توطئه علیه جان سفیر عربستان

 

ناصر علیزاده، سوئد، ایران گلوبال به نقل از وبلاگ پناهجویان ایرانی، بیستم اکتبر 2011
http://www.iranglobal.info/meinungedit.php?fileid=archive/komentar/101915Xq6172N.txt
همچنین در
http://ariairan.com/fa/?mod=view&id=11873
در اواخر زمستان سال 1368 از سازمان مجاهدین جدا شده و پس از چند سال دربدری و سختی بالاخره خودم را به سوئد رسانده و از آنجا پناهندگی سیاسی گرفتم.علت اینکه تا کنون راجع به سرگذشتم مطلبی ننوشته ام ترس از گروه های فشار مجاهدین است.راجع به مطلبی که می نویسم اگر مراجع بین المللی حفاظت از زندگی مرا تضمین نمایند،حاضر هستم شهادت بدهم.مشروط به اینکه مشخصات واقعی ام حفظ شود.
چند روز پیش در کمال ناباوری خبری را خواندم که با مشاهده عکس باورم نمی شد.هر چقدر تلاش کردم باور نکنم اما چهره منصور یادم نرفته بود.خودش بود و برایم عجیب بود که او در ترور سفیر عربستان شرکت داشته باشد.یا اینکه فرد وابسته به سپاه قدس رژیم ایران باشد.او هوادار مجاهدین بود و من او را دقیقا با همین مشخصات در عملیات فروغ دیده بودم.فرق زیادی نکرده بود.مقداری از موهای جلوی سرش ریخته و مقداری هم صورتش چین برداشته و چاق بنظر می رسد.اولین و آخرین آشنایی کوتاه من با او به تابستان سال 1367 در خانقین عراق بر می گردد.
در تابستان 1367 نزدیک به هزار و هفتصد نیروی سازمان از کشورهای اروپایی،کانادا و آمریکا به عراق اعزام شدند تا در عملیات فروغ جاویدان شرکت کنند.از این مجموعه نزدیک به سیصد نفر همراه با آقای علی صفوی ، آقای علیرضا جعفرزاده ،خانم سونا صمصامی و تعدادی از مسئولین معروف مجاهدین چند روز مانده به عملیات به خانقین رسیدند.
برای اولین بار فردی بنام منصور ارباب را در مقر تدارکاتی عملیات مشاهده کردم .او به دنبال مسئول تحویل دهی تجهیزات بود تا پس از آماده سازی های اولیه به عملیات اعزام شود.در سالن غذاخوری وقتی با او برخورد کردم از من پرسید انبار تدارکات کجاست؟انبار را نشانش دادم.مشخص بود که تازه وارد است.پرسیدم از کجا آمده ای؟ جواب داد از تگزاس.مسئول انبار تدارکات زنی بنام ملیحه تدینی بود که وسایل مورد نیاز او را تامین کرد.و پس از آن به تیپ سرور (فاطمه رمضانی زن محمد محدثین) ملحق شد.
با شروع عملیات دیگر او را ندیدم.در آن عملیات خیلی از دوستانم کشته شدند.تعداد زیادی از افراد جدید الورود نیز کشته شده بودند.هیچ وقت فکر نمی کردم بسیاری از افرد جدید الورود چیزی از اسلحه ندانند.اما در صحنه عملیات فهمیدم که بسیاری از این افراد نحوه استفاده از اسلحه را بلد نیستند.عملیات شکست خورد و ما برگشتیم. من چند زخم سطحی در ساق پای راست برداشتم.یک هفته بعد در پادگان اشرف جلوی بیمارستان امداد بودم که دوباره او را دیدم که چند جراحت کوچک روی سر و صورتش داشت.گفتم اگه درست یادم مانده باشه باید منصور باشی.همانیکه از آمریکا آمده بودی.وضعیت روحی بسیار بدی داشت.انگار مرا ندیده بود.اما با چند سئوال و جواب یادش آوردم که ده روز قبل کجا همدیگر را برای اولین بار دیده ایم.
او وحشت آلود بود و با روحیه ای بسیار بد از صحنه های دلخراش متلاشی شدن افراد تیپ سرور در عملیات می گفت.منصور می گفت از چند صد نفر فقط چند نفر برگشتیم.
بعد از آنروز دیگر هرگز او را ندیدم.اما بعد ها فهمیدم که سازمان افراد باقیمانده جدید الورودها را به کشورهای مبدا فرستاده است.
ناصر علیزاده –سوئد


    

 




طبقه بندی: خیانت ،  افشاگری،  سران فرقه رجوی،  فتنه و فریب،  ایران ستیزی، 
برچسب ها: منصور، ارباب، مجاهدین، عملیات، مرصاد، فروغ، امریکا، عربستان، سفیر،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی