نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : شنبه 14 آبان 1390

از آن جا که همه کسانی که موضوعات سازمان را دنبال می کنند و لازم به یاد آوری مجدد نیست که سازمان در فروردین یا اوایل اردیبهشت سال 1388 اعلام کرد که مصاحبه با دولت عراق می بایست فرد به فرد انجام شده و همه هموطنان با توجه به این که می دانند ریل اقامت و مصاحبه، یک موضوع پردردسر اداری و حقوقی می باشد. ولی آیا این سوال پیش نیامد که چگونه 3300 یا 3400 نفر این طور به سرعت ریل مصاحبه را گذراندند؟!

 

                                     

 

لازم می دانم پشت صحنه این مصاحبه را بازگو نمایم:

 اولًاً در درون سازمان، تقریبا تا زمانی که نوبت افراد رتبه پائین نشده بود، هیچ کس خبردار نشده بود. یعنی سازمان اول از همه مسئولینش و شورای رهبری اش را دست چین کرده و فرستاد تا شرایط را ارزیابی کنند. وقتی متوجه شد  تیم مصاحبه کننده، عراقی و بسیار تازه کار و تقریبا ناشی می باشد، برنامه هایش را ریخت.

 ابتدا محل مصاحبه را به صورت یک یو با اتاق های سیار(کانکس) در آورده و نفرات را سوار بر اتوبوس کرده و در 20 یا 30 متری کانکس ها مستقر  کردند طوری که بر درب اتاق ها نیزاشراف داشته باشند.

 سپس دو نفر از فرماندهان مرد، روی  صندلی می نشستند و نفرات را دست چین می کردند که نکند کسی با نفر دیگری قرار بگذارد. بعد از آن، هر کس که بر می گشت را بسرعت با یک ماشین سواری به کمپ بر می گرداندند.

 اما متن مصاحبه

در توجیهات توسط فرماندهان سازمان گفته شد، شما اصلا نباید با این نفرات صحبت کنید و فقط جواب لا ، لا یعنی نه و نه می دهید. متن کل مصاحبه این طوری شده بود( یعنی سازمان با یک روش کاملا حرفه ای آن را این جوری ترتیب داده بود)

 مترجم عراقی می گفت، من خیلی عذر می خواهم از شما سوال می کنم، آیا شما حاضر به برگشتن به کشورتان هستید؟

 و سوال دوم، آیا حاضر به رفتن به کشور ثالث هستید؟

و گزینه بعد که ماندن در عراق بود را در واقع جواب بله می گفتند و مصاحبه با یک امضاء تمام می شد. تأکید سازمان هم این بود، هیچ دیالوگی بین شما و آن ها نباشد که مبادا حرفی یا صحبتی رد و بدل شود. و اگر کسی مصاحبه اش طولانی می شد، از او می خواستند هر صحبتی بین آن ها گذشته را مکتوب کرده و تحویل مسئولش بدهد.

 این مطالب را از بابت این گفتم که نکند سوء تفاهم پیش آید. مثلا دولت عراق مصاحبه اش مثل سایر کشورها بوده و در واقع سازمان اجازه ترتیب هیچ گفت و گوئی را نداد.

 آماده سازی های قبل از مصاحبه

شاید این متن و سرتیتر برای کسانی که با فرهنگ و زبان سازمان آشنا باشند، تیتر آشنائی باشد. یعنی این که سازمان از مدتی قبل، نشست های درونی اش را شروع کرده بود. وقتی که نزدیک مصاحبه ها شد، ترددات به سایر مقرها در پادگان اشرف بسیار محدود و تقریبا به جز مسئولین اصلی قرارگاه ها، کسی دیگر نمی توانست به مقرهای دیگر برود. هر کس مشکلی داشت یا انتقادی که از قبل به او شده بود، تأکید شده بود که اصلا به نفرات گیر ندهند. ضمناً ایام دادن کادو و هدیه و مهمانی شام نیز از جانب مسئولین بود.

 دو هفته قبل از مصاحبه، یک روز بدون مقدمه، لایه پائینی سازمان را در محل مسئولین قسمت ها جمع کردند و یک پذیرائی با کیک و بستنی و موز و همبرگر و چندین نوع غذاهای دیگر انجام دادند. به بعضی نفرات، ساعت مچی، کفش ورزشی، لباس ورزشی، کیف دستی یا هرچیزی که باب طبع فرد مورد نظر بود هدیه می دادند. البته ناگفته نماند این هدایا فقط از طرف مسئولین بالا بصورت مستقیم اهداء می شد. اگر کسی مثلا به فیلم یا ورزش علاقه داشت، حتما آن را برایش فراهم می کردند که نکند باعث کدورتش بشود و در مصاحبه حاضر نشود.

موضوع کار و ساعت کار

شاید برای هر شنونده ای عجیب باشد. ولی اگر از هرکس که در پادگان اشرف زندگی می کند سوال کنید بزرگ ترین آرزویش مثلا بعد از 20 سال(منظورم آرزو و خواسته فردی است) چه می باشد، می گوید دو شبانه روز خواب! واقعا این چیزی است که خیلی خیلی به صورت روانشانسانه، سازمان روی آن کار کرده و انجام داده و واقعا موفق هم بوده است. برای مثال، بعد از ورود آمریکا به عراق و خلع سلاح سازمان مجاهدین، دیگر خبری از کارهای قبلی نبود. و سازمان تصمیم به کار ساختن کانکس یا به اصطلاح بنگال سازی کرده بود و این کار در بازار عراق نیز بسیار بسیار پردر آمد بود. چون که در قیاس با هر شرکت و تولیدی دیگر، در نظر بگیرید یک کارگاه بزرگ با نیروی کار مفت و مجانی، چگونه در آمد و میزان سودش برایش می ماند و با این شعار که با این کار داریم خودکفا می شویم، به طرز ناجوانمردانه ای از افراد کار می کشیدند. ساعت کار رسمی، چیزی بود که یافت نمی شد. ظهرها افراد را در منگنه می گذاشتند که به صورت یکسره بمانند و عصرها زمان ورزش را نیز کنسل می کردند. از ساعت 6 صبح تا ساعت 24 یا 2 نیمه شب (به تناسب این که هر فرد تا کجا اجازه بدهد) از گرده افراد کار می کشیدند. آن هم کار سنگین و طاقت فرسا. به این ترتیب بالاترین خواسته هر فرد فقط استراحت مکفی بود.

 هر جا که سازمان می خواست ذهن افراد مشغول باشد، می گفت این کار قرارداد بیرونی است. اگر تمام نشود باید خسارت بدهیم و به این ترتیب بعضا به صورت 24 ساعته با شیفت دوتائی یا سه تائی، افراد کار می کردند. حالا این اهرم در دو جنبه کار می کرد. یکی با کار زیاد و به عنوان اهرم فشار که دیگر جائی برای فکر کردن نباشد، دیگری با کم کردن زمان کار، به عنوان جایزه یا ریلکس کردن نفرات در مواقع ضروری مثل مصاحبه ها، این اهرم به بهترین وجه کار می کرد.

 توجیهات مصاحبه

یکی از روش های سازمان برای ترساندن افراد، توجیهات ساختگی بود. برای مثال، به من و چند نفر دیگر به صورت جداگانه گفته شد نیروهای عراقی در مصاحبه به شما تصاویر و عکس های مبتذل نشان می دهند یا جلوی دست شان می گذارند که زیر پای شما خالی شود و از این طریق نفرات را جذب کنند. یا این که ممکن است زنان جوان یا فیلم و غیره .... که باعث جذب افراد بشود را شما ببینید. و در مواردی ممکن است تهدید باشد یا تطمیع که بصورت شعار تهدید، تطمیع و تشویق به طرق مختلف با بیان فاکت های مشخص و دقیق که کار شده بود. مثلا می گفتند فلان خواهر، رفته و مواجه شده و از آن جا که هیچ کس به زنان دسترسی نداشت، ناچاراً باور می کرد. حتی پسرانی نیز بودند که مادران یا خواهران شان آن جا بودند، باز هم در آن ایام امکان نداشتند چنین سوالی بکنند. موضوع دیگر، ترساندن افراد از تحویل شان به جمهوری اسلامی بود. واقعا این ترفند به خوبی عمل می کرد. بخصوص مصاحبه چند تن با تلویزیون عراق، باعث شد بگویند این ها را اصلا رژیم ایران تحویل گرفته و از این طریق باعث ترساندن افراد از موضع استرداد می شدند. در همین ایام، مثال افراد تیف( کمپ مستقر در مقر آمریکاییها در پادگان اشرف) را می زدند که هیچ کس از آن جا پایش به خارج نرسیده و همه الان در ایران دارند با وزارت اطلاعات همکاری می کنند. یا این که در کردستان عراق مشغول کارگری و کارهای سیاه هستند تا بتوانند نان شب شان را در بیاورند.

 ایران فانوس

مهرداد ساغرچی – آلمان 5/11/2011

 




طبقه بندی: افشاگری،  مصاحبه، 
برچسب ها: مصاحبه، عراق،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی