تبلیغات
نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی - مطالب خاطرات اعضای جداشده
نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر آمریکا

هنگامی که از دروازه های زندان مخوف ابو غریب عبور می کردم هرگز به فکرم هم نمی رسید اینجا دیگر آخر دنیا باشد ابوغریب با اسم خوفناکش که مو بر تن هر عراقی راست می کرد در مقابلم بود و من بعد از یک سابقه بیست ساله در کنار سازمان مجاهدین اکنون مجبور بودم در این زندان زندگی کنم تا ببینم رهبری سازمان و به ویژه مریم رجوی زن خود خواه و هوس باز مسعود رجوی چگونه میلش خواهد کشید که من را سر به نیست کند...


ادامه مطلب
طبقه بندی: نقض حقوق اعضاء،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، زنان فرقه رجوی، نوید رهایی، خاطرات اكبر اكبری شعرباف، فرقه رجوی، ‌زندان ابوغریب عراق،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : جمعه 8 دی 1391

فردای آن روز وسایلم را مخفیانه در یک ساک جمع کردم و در این بار  به کسی چیزی نگفتم. سپس نامه ای به فهیمه اروانی نوشتم و در متن نامه تاکید کردم دیگر مایل نیستم بیش از این در قرارگاه اشرف بمانم و قصد جدایی دارم . نامه را خیلی قاطع و با عزمی راسخ نوشتم تا جای اما و اگری برای مسئولین سازمان نگذارم تا آنها متقاعد شوند ، دست از سرم بردارند و بیش از این مانع خروج من از قرارگاه اشرف نشوند. فردای آن روز فهیمه اروانی مرا به دفترش احضار کرد و در حالی که نامه ام دستش بود...

خانم مرضیه قرصی



ادامه مطلب
طبقه بندی: زنان،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، خاطات جداشده، خاطرات مرضیه قرصی، فرقه رجوی، نویدرهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 4 دی 1391

بعد از اتمام وقت ملاقات با همه نظارت های فشرده ای که فرماندهانمان بر ما اعمال کرده بودند در هنگام سوار شدن مادرم به اتوبوس حامل خانواده ها به او گفتم : " این مداد آتود را هم برای پسرم سعید ببر . در آن لحظه واقعا دلم گرفته بود . من سعید را از دو سالگی ندیده بودم زیرا پس از ورود به پایگاه سازمان در بغداد سعید را با زور از من و همسرم گرفته و با قاچاقچی روانه ایران کردند. من از همون لحظه دردناک همیشه و همواره به یاد فرزندم بودم . دوری سعید برای من چون خاری در چشمم بود...

خانم مرضیه قرصی



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده،  زنان، 
برچسب ها: خاطرات، زنان فرقه رجوی، مرضیه قرصی، ملاقات با خانواده، فرقه رجوی، نوید،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 26 آذر 1391
در سال 83 اتفاق جالبی افتاد خانواده ها گروه گروه برای دیدار و ملاقات بستگانشان با هدایت انجمن نجات به قرارگاه اشرف آمدند . فهیمه اروانی همه افراد را برای نشست توجیهی جمع کرد. در نشست ادعا کرد رژیم می خواهد با اعزام دسته جمعی خانواده ها به قرارگاه اشرف خانواده ها را به جان فرزندانشان بیاندازد و هیچ رحمی هم نمی کنند و سعی داشت...

خانم مرضیه قرصی


ادامه مطلب
طبقه بندی: زنان،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطات، مرضیه قرصی، فرقه رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : شنبه 25 آذر 1391

قسمتی از خاطرات "شنبه کلانتری" عضو رها شده از مجاهدین خلق من " شنبه کلانتری" اهل اهواز، بیش از ده سال درتشکیلات مجاهدین فعالانه حضور داشتم و پس از تحمل آزارها و اهانت های فروان موفق شدم از مجاهدین جدا شوم. حدود چهارده ماه در کمپ امریکایی ها بودم و سرانجام درتاریخ 27 / 7 / 84 با جمعی دیگر از دوستان جدا شده از مجاهدین به ایران بازگشتم.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، شنبه کلانتر، اهواز، فرقه رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 22 آذر 1391

مسعود هم به درستی پیام داده بود که من بین سلاح و صاحب سلاح خود صاحب سلاح را انتخاب کردم چون افرادم را به سادگی به دست نیاوردم که به سادگی از دست دهم و سلاح را می شود گیر آورد ولی صاحب سلاح را نه . این توجیه فهیمه و مسعود برای نیروها قانع کننده نبود . چون ما از اینکه مسعود و مریم در شرایط بحرانی خود را پنهان کرده و از معرکه در رفته بودند به شدت ناراحت و متناقض شده بودیم و از این بی عهدی متحیر بودیم...

خانم مرضییه قرصی



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطات، خاطرات مرضییه قرصی، جداشده، خلع سلاح، اشرف رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391
قسمتی از خاطرات "شنبه کلانتری" عضو رها شده از مجاهدین خلق من " شنبه کلانتری" اهل اهواز، بیش از ده سال درتشکیلات مجاهدین فعالانه حضور داشتم و پس از تحمل آزارها و اهانت های فروان موفق شدم از مجاهدین جدا شوم. حدود چهارده ماه در کمپ امریکایی ها بودم و سرانجام درتاریخ 27 / 7 / 84 با جمعی دیگر از دوستان جدا شده از مجاهدین به ایران بازگشتم. برای آگاهی سایرین و خاصه جوانان ایرانی و به ویژه خانواده هایی که فرزندان شان هنوز در قرارگاه اشرف نزد مجاهدین گرفتارند، در رابطه با پروسه ی وصل خودم ( به مجاهدین ) تا مقطع جدایی ام از ان ها نکاتی را بازگو می نمایم...

فرقه رجوی


ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات شنبه كلانتر، جداشده اهواز، فرقه رجوی، اشرف عراق، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : جمعه 17 آذر 1391

آن شب احساس کردم دیگر همه چیز برای من و سایر دوستانم تمام شد و به خودم می گفتم همگی به زودی در بمباران هواپیماها کشته خواهیم شد و امشب می میریم . یک لحظه گریه ام گرفت زیرا احساس کردم به زودی می میرم و پسرم سعید را نمی بینم. ده سالی می شد سعید را ندیده بودم . از زمانی که در هنگام ورودم به بغداد مسئولین سازمان سعید را که در آغوشم بود به زور از من گرفته و به ایران فرستادند حتی عکسی از او نیز نداشتم و اینکه چه شکلی است. در آن شرایط تلخ دلم به سختی تنگ شده بود به شدت گریه می کردم...

خانم مرضیه قرصی



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده،  خاطرات، 
برچسب ها: خاطات، خاطرات اعضای جداشده، فرقه رجوی، مرضیه قرصی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 14 آذر 1391

مسئولان به ما می گفتند توپها ، کاتیوشاها ، نفربرها و تانک ها را از صدام خریده اند . این موضوع را خود مسعود به صراحت در نشست عمومی گفت . در حالی که خریدی در کار نبود و صدام در حقیقت ارتش آزادیبخش را مزدوران خودش قلمداد می کرد و همه تجهیزات نظامی اهدائی صدام بود. قرار شد تمرینات را وارد کامپیوتر بکنند و یگانی تمرین کنیم عین صحنه مانور عملیات که در زمین تمرین می کنیم در کامپیوتر علیه دشمن فرضی عملیات می کردیم و تمرینات ما به این شکل ادامه داشت.

خانم مرضیه قرصی



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، جداشده، مرضیه قرصی، فرقه رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : شنبه 11 آذر 1391

در همان روزها تعدادی از اهالی روستا به پیش ما آمده و گفتند : چرا اینجا آمدید هواپیماها شما را می بینند و بچه های ما را به اشتباه می زنند ، از اینجا بروید . فرمانده مقر ما برای آرام کردن آنها به دروغ گفت : ما به زودی محل را ترک می کنیم . اما روستائیها چون متوجه شدند ما قصد ترک کردن محل استقرارمان را نداریم چندین بار به فرماندهان ما مراجعه کردند و خواسته خود را بر ترک محل گوشزد کردند و اصرار داشتند کمی از منطقه دور شویم...


مرضیه قرصی



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، خاطرات جداشده، مرضیه قرصی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391
در روز عملیات همه تجهیزات و وسایل جنگ افزار و ... را بار آیفا زدیم وقتی خواستیم برای عملیات سوار ماشین هایمان بشویم سودابه ملازاده ما را به دفترش صدا زد و گفت ماموریت منتفی شد چون 9 نفر در مرز گم شدند و شما لو می روید و بدین علت ما را به اشرف بازگرداندند . چند روز بعد...

خانم مرضییه قرصی


ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، اعضای جداشده، خاطرات مرضییه قرصی، فرقه رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 28 آبان 1391

...یکی از روزها که من کاملا از آزار غیر منطقی سودابه ناراحت بودم به او گفتم وقتی ما فاکتی برای ارائه نداشته باشیم باید چکار کرد؟ سودابه با عصبانیت گفت : ممکن نیست شما فاکتی نداشته باشید حتما در طی روز در ذهن یا رفتارتان مشکلی به وجود آمده و باید در عملیات جاری به صورت گزارش نویسی مطرح کنید و بدین صورت ما تحت فشار سودابه قرار داشتیم و مجبور بودم از خودم فاکت ببافم تا زیر تیغ سودابه نباشم و او آزارم ندهد...

خانم مرضیه قرصی



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده،  نقض حقوق اعضاء، 
برچسب ها: خاطرات، جداشده، مرضیه قرصی، اشرف، فرقه رجوی، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391

ما کلاس های متعددی را پشت سر گذاشتیم از جمله : کلاسهای مین و استحکامات ، زمین دشمن و نقشه تهران بزرگ و خمپاره 60 ، و همچنین خمپاره کماندویی و پایه ای را به ما آموزش دادند. این کلاس حدود یک ماه طول کشید در آخر ماه یک روز متوجه شدم گلناز پشتیبان یگان ما ، مژگان زاهدی را با خود برد و ما فهمیدیم که حتما برای عملیات او را بردند.  و این آخرین عملیات تروریستی مژگان بود زیرا که در حین عملیات کشته شد...

خانم مرضیه قرصی



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، جداشده، زنان فرقه، مرضیه قرصی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : شنبه 20 آبان 1391

 

خانم مرضیه قرصی

مسئولین به این خاطر سعی داشتند گاه و بیگاه به اصطلاح خودشان به من روحیه بدهند و اینگونه به من تلقین می کردند که به زودی رژیم ایران سرنگون خواهد شد و ما به ایران خواهیم رفت . حتی یکی از روزها معصومه پیرهادی مرا به اتاقش احضار کرد و گفت : " بهترین موقع به ارتش آمدی زیرا بزودی به ایران می رویم و رژیم ایران را سرنگون می کنیم. " معصومه گفت : زودتر آموزش ها را ببین که بزودی عازم ایران خواهیم شد. او چنان ماهرانه موضوع سرنگونی را تلقین کرد که من باورم شد طی روزهای آینده رژیم ایران را از بین خواهیم برد و من پسرم سعید را در آغوش خواهم گرفت...



ادامه مطلب
طبقه بندی: نجات یافتگان،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، جداشده، مرضییه قرصی، فرقه رجوی، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391

در واقع مسئولین سازمان از من به عنوان یک اهرم فشار و ابزاری برای شکنجه روانی ، علیه آرام استفاده کردند . باید اقرار کنم من به هیچ وجه تمایل نداشتم تا القائات پروانه را به آرام القاء کنم و آرام را وادار کنم تا برخلاف خواسته قلبی خودش و من رفتار کرده و مطیع دستورات تشکیلات گردد اما به علت ترس و واهمه شدیدی که فضا و مناسبات حاکم بر سازمان طی اقامتم در آنجا و به تدریج در ضمیر ناخودآگاهم به وجود آورده بود مرا مبدل به یک انسان ترسو کرده بودند...

خانم مرضیه قرصی



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: اطرات، مرضیه قرصی، زنان فرقه، جداشده،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : شنبه 29 مهر 1391

دو هفته از اقامتم در پذیرش سپری شد در یکی از روزها به معصومه پیرهادی گفتم خیلی دلم برای همسرم آرام تنگ شده است و دوست دارم با او ملاقات کنم معصومه پیر هادی که حس زنانه ای در او باقی نمانده بود و از عواطف زنانه هیچ ردی در گفتار و رفتارش محسوس نبود با سردی خاصی گفت : " من تعجب می کنم که شما این حرف را می زنید زیرا شما از همسرت جدا شدی و باید فکر او را از سرت خارج کنی و در مناسبات سازمان از این حرف ها و تمایلات خبری نیست سعی کن این نوع افکار و تصورات منفی و متناقض را از خود دور کنی"...

خانم مرضییه قرصی

زنان فرقه جاسوسی تروریست رجوی در معرض خشونت سیستماتیک



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده،  نجات یافتگان، 
برچسب ها: خاطرات، مرضییه قرصی، زنان جداشده، فرقه تروریستی، رجوی آمریکایی، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391

به من گفتند لباس فرم ارتش را بپوشم و شب هنگام نباید با لباس عادی به سالن غذاخوری بروم و بایستی با لباس فرم ارتش در غذاخوری حاضر شوم آنها چون حال و روز زار مرا به خاطر جدایی از سعید متوجه شده بودند و اینکه خیلی ناراحت هستم ، برای خشکاندن احساسات و عواطف مادرانه ام ، به بهانه ورودم به ارتش دو بار مراسم جشن گرفتند . در اولین شب ورودم به پذیرش در آسایشگاه در حالی که روی تختم دراز کشیده بودم و قلبم به سختی می تپید ، پس از خاموشی بشدت گریه کردم و چون یکی از افراد آسایشگاه متوجه این موضوع شد جهت چاپلوسی و تملق گویی گزارش مرا به مسئول آسایشگاه شیرین ادبی داد...

خانم مرضیه قرصی

زنان فرقه رجوی در معرض خشونت سیستماتیک



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، زنان، فرقه رجوی، مرضییه قرصی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : جمعه 21 مهر 1391

در یکی از روزها پس از اینکه حشمت و دوستانش خیلی پافشاری کردند و اصرار داشتند تا پسرم سعید را از من جدا کنند و مدام تاکید داشتند که اینجا زندگانی نیست و تو نمی توانی فرزندت را در اینجا نگه داری ، ناگهان احساس کردم سرم گیج رفت و حالم به هم خورد ، بی حال شدم و به زمین افتادم . چهار روزی که در مقر بودم مستمر گریه می کردم . آرام سعی داشت به من دلداری دهد او می گفت : " چرا گریه می کنی ؟ به او گفتم تو خودت خوب می دانی که اینها می خواهند سعید را از من جدا کنند...

خانم مرضیه قرصی



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، جداشده، مرضیه قرصی، فرقه رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین
(تعداد کل صفحات:10)      [...]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]  

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی