نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
درباره وبلاگ


نوید رهایی

مدیر وبلاگ : نوید رهایی
مطالب اخیر
چهارشنبه 5 خرداد 1395 :: نویسنده : نوید رهایی
 خاطرات محسن اسدی در کنار کمپ لیبرتی

فرقه رجوی یک سری از عناصر خود را توجیه کرده بود که از فاصله نزدیک هر چه بد و بیرا بود به ما می گفتند کلماتی را به کار می بردند که یک لات در جامعه این کلمات را بکار نمی برد ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار، نامه های سرگردان، آرشیو 95، استان ها، نوید نیوز، لیبرت نیوز، خانواده اسرای فرقه رجوی، کمپ ترانزیت موقت (لیبرتی)، خاطرات، نقض حقوق خانواده ها، نقض حقوق اعضاء، 
برچسب ها : خاطرات محسن اسدی در کنار کمپ لیبرتی، انجمن نجات مرکز اراک، لیبرتی، اراك لیبرتی، فرقه رجوی، نوید رهایی،
لینک های مرتبط :
این چه جور آزادی که شما دارید که نمی توانید برای آینده خود تصمیم بگیرید؟ شما از ابتدایی ترین آزادی در فرقه بر خوردار نیستید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : نامه های سرگردان، آرشیو 95، تهران، خانواده، استان ها، نوید نیوز، اخبار روز، خانواده اسرای فرقه رجوی، نامه به اسرای فرقه، نامه خانواده ها ، 
برچسب ها : محمد جعفر نجفی، کمپ لیبرتی، انجمن نجات مرکز اراک، لیبرتی، عراق، نوید رهایی،
لینک های مرتبط :
سلام
امید وارم حالت خوب باشد و سال خوبی داشته باشی این چندمین نامه ای است که برای شما ارسال می کنم من و مادرت دلمان برای شما تنگ شده است. چندین سال است خبری از شما نداریم. چرا جواب نامه های مرا نمی دهی که از احوال شما جویا شویم؟ کم و بیش خبرها را می خوانم و تا حدودی می دانم که شما در چه محلی زندگی می کنید ...




ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار، اخبار ایران و جهان، نامه های سرگردان، آرشیو 95، نوید نیوز، خانواده اسرای فرقه رجوی، نامه خانواده ها ، نامه به اسرای فرقه، 
برچسب ها : شکوه قاسمی، کمپ لیبرتی، محمد قاسمی، انجمن نجات مرکز اراک،
لینک های مرتبط :
 نامه ای به پسرم « حمید رضا نوری » اسیر در زندان لیبرتی

من و مادرت دلمان خوش بود که پسر بزرگ کردیم که در دوران پیری عصای دستمان شود.




ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار، نامه های سرگردان، آرشیو 95، نوید نیوز، لیبرت نیوز، نامه خانواده ها ، نامه به اسرای فرقه، 
برچسب ها : حمید رضا نوری، شمس الله نوری، انجمن نجات مرکز اراک، زندان لیبرتی، عصا،
لینک های مرتبط :
 پیام تبریک سال نو خانواده نوری به طیبه نوری در آلبانی


سال نو را به شما تبریک می گوییم و از اینکه مدتی است به آلبانی منتقل شده ای بسیار خوشحالیم امیدواریم سال نو برای شما یک حرکتی باشد که عاقلانه برای خودت تصمیم بگیری و یک زندگی آزاد برای خودت انتخاب کنی.


ادامه مطلب


نوع مطلب : آرشیو 95، اخبار، اخبار ایران و جهان، نامه های سرگردان، تهران، نوید نیوز، خانواده اسرای فرقه رجوی، مناسبت ها، 
برچسب ها : پیام تبریک سال نو خانواده نوری به طیبه نوری در آلبانی، انجمن نجات مرکز اراک، طیبه نوری،
لینک های مرتبط :
سال 82 وقتی خانواده من به پادگان اشرف آمد قبل از اینکه خانواده ام را ملاقات کنم مرا به چندین اتاق بردند و در رابطه با خانواده با من صحبت کردند آخرین محلی که رفتم اتاق کار فرشته یگانه بود می خواست زور آخر را بزند یک ساعتی فرشته یگانه با من صحبت کرد و هر چه بد و بیرا بود خیلی وقیحانه به خانواده گفت. در نهایت به من گفت می خواهی به درب روابط زنگ بزنم و با خانواده ات صحبت کنی قاطعانه با آنها برخورد کن و به آنها بگو بروید گم شید مزدوران ...

چرا رجوی و سرانش در رابطه با خانواده ها دلشان به رحم نمی آید؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار، آرشیو 1394، استان ها، نوید نیوز، آشنایی با فرقه رجوی، جداشدگان از فرقه رجوی، خانواده اسرای فرقه رجوی، نجات یافتگان، آقای مسعود جابانی - فواد بصری، 
برچسب ها : فواد بصری، انجمن نجات مرکز اراک، فرشته یگانه، اشرف، خانواده، ملاقات، نوید رهایی،
لینک های مرتبط :
آقای محسن اسدی جوانی پر شور و خون گرم آقای اسدی 29 سال سن دارد و پدرش نزدیک به 30 سال است در فرقه رجوی اسیر است و تا به حال هیچ خبری از پدرش ندارد.

مصاحبه با محسن اسدی، جوانی با 29 سال انتظار رهایی پدرش از فرقه رجوی

آیا فرقه رجوی اجازه ملاقات به شما داده است؟
خیر! نه فقط اجازه ملاقات به من نداد بلکه یک سری از عناصر خود را توجیح کرده بود با فحش از من استقبال کردند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار، آرشیو 1394، تهران، استان ها، نوید نیوز، لیبرت نیوز، کمپ ترانزیت موقت (لیبرتی)، خانواده اسرای فرقه رجوی، 
برچسب ها : محسن اسدی، انجمن نجات مرکز اراک، لیبرتی عراق، مصاحبه با محسن اسدی، جوانی با 29 سال انتظار رهایی پدرش از فرقه رجوی، لیبرتی،
لینک های مرتبط :
نماینده محترم صلیب سرخ بین المللی در تهران

با سلام و احترام

به استحضار می رساند. این جانب محسن اسدی فرزند محمد هادی یونسی که نزدیک به 30 سال است پدرم نزد سازمانی بنام سازمان مجاهدین به اسارت گرفته شده است. زمانی که پدرم به اسارت سازمان مجاهدین در آمد من کودکی بیش نبودم طی این سالها با نداشتن پدر زندگی خیلی سختی را پشت سر گذاشتم. در حال حاضر 28 سال سن دارم و مثل مابقی مردم در جامعه ایران مشغول کار و زندگی هستم و از طرفی انسانیتم به من حکم می کند کار آزادی پدرم را از طریق شما دنبال کنم.

من چندین سال است که از پدرم خبری ندارم. از کسانی که به تازگی از سازمان مجاهدین جدا شده اند و به ایران باز گشته اند موضوع پدرم را دنبال کردم جوابی که از آنها گرفتم پدرم در حال حاضر در کمپی بنام لیبرتی در بغداد است و در شرایط سختی بسر می برد. سازمان مجاهدین پدرم و امسال پدرم را در یک محیط بسته قرار داده است و هیچ امکان ارتباطی در اختیار آنها قرار نداده که بتوانند تماسی با خانواده خود بگیرند.
خبری که بدستم رسیده پدرم حتی نمی تواند برای آینده خود تصمیم بگیرد، سران سازمان مغز پدرم را شستشو دادند و عواطف آن را از بین برده اند.

نماینده محترم صلیب سرخ پدر من یک انسان است و نه یک ربات. چند سال است که ارتباط با پدرم را دنبال می کنم از طریق سایت چندین نامه برای او ارسال کرده ام ولی متاسفانه از آن جایی که سازمان مجاهدین هیچ امکانی را برای او فراهم نکرده نمی تواند جواب نامه های مرا بدهد و یا با من تماس تلفنی داشته باشد از شما مصرانه استدعا دارم امکانی فراهم کنید که بتوانم بعد از چندین سال دوری ارتباط تلفنی و یا ملاقات حضوری با پدرم داشته باشم.

از همکاری صمیمانه و احساسات بشر دوستانه شما کمال تشکر می شود .
محسن اسدی

منبع: انجمن نجات مرکز اراک
پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۴




نوع مطلب : اخبار، اخبار ایران و جهان، آرشیو 1394، نوید نیوز، حقوق بشر، خانواده اسرای فرقه رجوی، لیبرت نیوز، کمپ ترانزیت موقت (لیبرتی)، سازمان ملل، نامه خانواده ها ، 
برچسب ها : درخواست محسن اسدی فرزند محمد هادی یونسی از صلیب سرخ بین المللی، انجمن نجات مرکز اراک،
لینک های مرتبط :
سلام دخترم!
امید وارم که حالت خوب باشد اگر از احوال من بخواهی خوب هستم و شاید باور نکنی همش به فکر شما هستم. آخه من یک مادرم و یک مادر نمی تواند فرزندش را فراموش کند عکس هایت را که نگاه می کنم بیاد گذشته ها می افتم و احساس می کنم که پیش من هستی چند سال است که با من تماسی نداشتی در این رابطه از شما انتظار داشتم که طی این مدت تماسی با من داشته باشی و احوالی از مادرت بگیری اگر شماره تلفنی از شما داشتم مطمئن باش مستمر با شما تماس می گرفتم.

 نامه ای به دخترم پروانه ربیعی عباسی اسیر در لیبرتی

چکار کنم که دسترسی به شما ندارم و نمی دانم تا کی و چه وقت این وضعیت ادامه دارد همش دعا می کنم که این وضعیت بزودی تمام شود و بتوانم شما را در آغوش بگیرم. هر چه باشد شما فرزند من هستید و من شما را تا آخر عمر فراموش نخواهم کرد.

چرا و به چه دلیل به شما اجازه نمی دهند که تماسی با من داشته باشی؟ هر چه فکرش را می کنم ذهنم به نتیجه ای نمی رسد. آیا تماس با مادر جرم است؟ مگر شما بی کس و کارید؟ من به گردن شما حق دارم دلم می خواهد صدای شما را بعد از چندین سال بشنوم مقداری آرامش بگیرم.

من فقط یک آرزو دارم آنهم هر چه زود تر تو را در آغوش بگیرم و خلا چندین ساله ام پُر شود . به امید روزی که به آرزویم برسم .

مادرت: مهین حبیبی

منبع: انجمن نجات مرکز اراک
پنجشنبه ۹ مهر ۱۳۹۴


ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار، اخبار ایران و جهان، آرشیو 1394، تهران، خانواده، استان ها، نوید نیوز، اشرف نیوز، اخبار روز، لیبرت نیوز، کمپ ترانزیت موقت (لیبرتی)، خانواده اسرای فرقه رجوی، نامه خانواده ها ، نامه به اسرای فرقه، 
برچسب ها : نامه ای به دخترم پروانه ربیعی عباسی اسیر در لیبرتی، پروانه ربیعی عباسی، مهین حبیبی، انجمن نجات مرکز اراک،
لینک های مرتبط :
سلام

امیدوارم که حال شما خوب باشد. نزدیک به 12 سال است که همدیگر را ندیدیم خیلی دلم برایت تنگ شده است. برای دیدار با شما من و پدر و مادرم 2 بار به عراق سفر کردیم که شاید بتوانیم دیداری با هم داشته باشیم متاسفانه موفق نشدیم .

نامه ای به برادرم سعید عبدی اسیر فرقه رجوی
 
دخترت الان یک خانمی برای خودش شده است. دخترت و همسرت نگران شما هستند.
چند سال است تماسی با ما نداشتی که از اوضاع و احوالت با خبر شویم. به چه دلیل خانواده خود را رها کردی و در جایی قرار گرفته ای که نمی توانی برای خودت تصمیم بگیری و تو را تبدیل کرده اند به یک چوب خشک، عاطفه ای در وجودت باقی نمانده و تو را تبدیل کرده اند به یک مترسک! چرا خودت را به این روز انداختی؟ مگر تو انسان نیستی؟

تا آنجایی که من خبر دارم در کمپی بنام لیبرتی شما را زندانی کرده اند و از شما صبح تا شب بیگاری می کشند که اهداف خودشان را پیش ببرند. می دانی این چند سال در نبود شما پدر و مادرت چی کشیدند؟ الان هم در حال حاضر پدر و مادرمان به لحاظ روحی اوضاع خوبی ندارند و چشم انتظارند که روزی برگردی.

آنقدر بی اراده شدی که اجازه می دهی کسان دیگری برای تو تصمیم بگیرند. چرا یک تصمیم عاقلانه برای خودت نمی گیری و خانواده ات را از نگرانی در بیاری؟  فرقه رجوی و سرانش مثل رهبرشان آنقدر بی جربزه هستند برای یک بار هم که شده تو را در تلویزیون خودشان نشان نمی دهند، آدمهای ترسو و بزدلی هستند.

ما منتظر آمدنت هستیم بخصوص خانواده خودت به شما نیاز دارند. امیدوارم که هر چه زودتر به آغوش گرم خانواده برگردی.
به امید آن روز

منبع خبر:  انجمن نجات مرکز اراک
۱۰ شهریور ۱۳۹۴



ادامه مطلب


نوع مطلب : آرشیو 1394، نامه خانواده ها ، نامه به اسرای فرقه، 
برچسب ها : سعید عبدی، نامه ای به برادرم سعید عبدی اسیر فرقه رجوی، انجمن نجات مرکز اراک،
لینک های مرتبط :
سلام آغای رجوی!

ما خانواده های استان مرکزی با احترام می خواهیم با شما صحبت کنیم، مثل شما و سرانت بی ادب نیستیم که ما را اوباش خطاب می کنند.
آغای رجوی فرزندان ما چندین سال است که در چنگال شما اسیر هستند، طی این چندین سال به آنها اجازه ندادید یک تماس تلفنی با ما داشته باشند که از حال آنها با خبر شویم؛ گناه ما پدر و مادر ها چیست که شما چندین سال است ما را داغدار کردید؟

نامه خانواده های استان مرکزی خطاب به مسعود رجوی!

آیا ملاقات با فرزندانمان از دید شما جُرم است؟ ما خانواده ها چندین بار با کلی مشکلات به عراق سفر کردیم، حنجره خودمان را کنار پادگان اشرف پاره کردیم، حاضر بودیم 2 دقیقه فرزندانمان را از نزدیک ببینیم ولی به جای اینکه اجازه دهید با فرزندانمان دیداری داشته باشیم، از سوی سرانت با سنگ و فُحش که لایق خودشان است از ما استقبال کردند! «خلایق هر چه لایق»

شما که دم از حقوق بشر می زنید، نهایت نقض حقوق بشر را طی این چند سال در حق فرزندانمان اعمال کرده اید، ابتدایی ترین آزادی را از فرزندان ما سلب کردی، این همه بلا بر سر فرزندان ما آوردی؛ بس نیست؟

کمی از خدا بترس، بترس از روزی که آه پدران و مادران تو را بگیرد و تا آخر عمرت افسوس بخوری، مطمئن باش در آینده خیلی نزدیک خداوند جواب ما را از تو خواهد گرفت.
و حرف آخر ما خانواده ها با شما! تا توان داریم آزادی فرزندانمان را دنبال خواهیم کرد و این را بدان تا آزادی فرزندانمان عقب نشینی نخواهیم کرد.

به امید روزی نه چندان دور که فرزندان ما از چنگال شما آزاد شوند و یک زندگی آزاد برای خودشان انتخاب کنند.
به امید آن روز
خانواده های استان مرکزی – اراک
منبع: انجمن نجات مرکز اراک
9 شهریور 94




نوع مطلب : اخبار، اخبار ایران و جهان، آرشیو 1394، تهران، خانواده، استان ها، اخبار روز، اشرف نیوز، لیبرت نیوز، پرونده، خانواده اسرای فرقه رجوی، نقض حقوق خانواده ها، نامه خانواده ها ، سران فرقه رجوی، 
برچسب ها : نامه خانواده های استان مرکزی خطاب به مسعود رجوی!، خانواده های استان مرکزی – اراک، انجمن نجات مرکز اراک، نقض حقوق بشر،
لینک های مرتبط :
سلام!
من و پدرت هر دو با هم برایت نامه را می نویسیم .

از آنجایی که با خبر شدیم به آلبانی منتقل شده ای بسیار خوشحال شدیم چند سالی است که از تو خبری نداریم هر چه باشد فرزند ما هستی و ما حق داریم نگران شما باشیم من و پدرت حسرت به دل مانده ایم یک بار هم که شده نامه ای و یا تماس تلفنی با ما داشته باشی که ما از نگرانی در بیاوری.

نگار

این رسم روزگار شماست که محل به پدر و مادرت نمی گذاری؟ نکنه فکر کردی از زیر بوته در آمدی و کس و کاری نداری؟  از طرفی دخترت نگار در حسرت دیدن شما مانده. نگار الان یک خانمی برای خودش شده با این وجود نگران شماست و آرزو می کند که هر چه زودتر شما را ببیند.

من و پدرت نمی دانیم که آیا می توانیم یک روزی تو را ببینیم یا خیر؟ برای چی و برای چه هدفی خودت را به این روز انداختی؟  در باتلاقی گیر کردی که نمی توانی خودت را بیرون بکشی.  بدنبال چه چیزی هستی؟ این همه سال عمرت را به تباهی کشیدی بس نیست؟ آخرش می خواهی به کجا برسی؟  به این فکر کرده ای که قبل از هر چیز تو یک انسان هستی و نه یک ربات که دستگاه کنترل آن دست کسی دیگر باشد و تو را کنترل می کند؟

چرا یک فکر اساسی برای آینده خودت نمی کنی که دردنیای آزاد زندگی کنی؟ خبر داری که دخترت نگار هنوز که هنوز است سراغ شما را می گیرد و به شما نیاز دارد؟  ولی متاسفانه در جایی اسیر شده ای که مثل طعمه در تار عنکبوت گیر کرده ای و دارند مثل زالو خون تو را می مکند.

واقعا کسانی که این بلا را بر سرت آورده اند از انسانیت بویی برده اند؟ معنی و مفهوم زندگی را می فهمند و معنی مادر بودن را می فهمند؟ سر سوزنی هم به فکر دخترت باش. دختری که چندین سال است در حسرت شما مانده ، گناه این دختر چی بود که آن را به امان خدا سپردی و رفتی در کنار یک سری آدمهای از خدا بی خبر که فقط من و پدرت و پدر و مادرهای بسیار را داغدار کردند؟

نامه ای به دخترم طیبه رضا نوری، که سالهاست در فرقه رجوی اسیر است

امیدوارم روزی آه ما این از خدا بی خبران را بگیرد. در پایان ما همیشه به فکر تو هستیم و لحظه شماری می کنیم که هر چه زودتر به آغوش گرم خانواده برگردی و دخترت را در آغوش بگیری.

به امید آن روز
دوستدار شما پدر و مادرت
 پدرت غلام رضا نوری
منبع: انجمن نجات مرکز اراک
یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۴  






نوع مطلب : اخبار، آرشیو 1394، تهران، خانواده، استان ها، اخبار روز، آلبانی، تیرانا، اشرف نیوز، لیبرت نیوز، خانواده اسرای فرقه رجوی، نامه خانواده ها ، نامه به اسرای فرقه، 
برچسب ها : نامه ای به دخترم طیبه نوری در آلبانی، غلام رضا نوری، انجمن نجات مرکز اراک، آلبانی، نوید رهایی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 مرداد 1394 :: نویسنده : نوید رهایی
خالی بستن رجوی مرز ندارد. عجبا ! که بعد از خلع سلاح و لباس باز هم دم از ارتش آزادی می زند منظور رهبرتان ارتش سالمندان و بیل و جارو بدستان در کمپ لیبرتی است. آقای معصومی رجوی ابریست که هیچ وقت نمی بارد فقط آلودگی ایجاد می کند پایه و اصول رجوی بر دروغ و فریب سوار است شما هیچ جایگاه و پایگاهی در ایران ندارید و نمی توانید داشته باشید چرا؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار، آرشیو 1394، تهران، استان ها، اخبار روز، نجات یافتگان، نامه به اسرای فرقه، نامه خانواده ها ، 
برچسب ها : رجوی، محسن معصومی، فواد بصری، کمپ لیبرتی، انجمن نجات مرکز اراک،
لینک های مرتبط :
سلام پسرم

 امیدوارم که حالت خوب باشد. از ملاقاتی که سال 82 در پادگان اشرف با شما داشتم چند سال گذشته است و تا به حال نه تماسی با ما داشتی و نه نامه ای برای ما ارسال کرده ای که از وضعیتت با خبر شویم

اگر از احوال اینجانب و مادرت با خبر شوی من احوال درست و حسابی ندارم و خیلی مشتاق این هستم اگر شده یک بار دیگر تو را ببینم نمی دانم به آرزویم می رسم یا خیر . آیا حق پدر و مادرت این است که چند سال احوال ما را نمی گیری؟
من و مادرت به گردن تو حق داریم هر چه فکرش را می کنم برای چی و برای چه هدفی زندگی خودت را متلاشی کردی به نتیجه ای نمیرسم که ذهن مرا قانع کند و مدام با مادرت در این فکر هستیم چگونه چندین سال در دام کسانی افتاده ای که فقط دارند به وسیله شما اهداف خودشان را پیش می برند و اجازه به تو نمی دهند یک تماس تلفنی و یا یک نامه برای ما ارسال کنی.

 نامه ی آقای شمس ا.... نوری به فرزندش حمید رضا نوری اسیر در کمپ لیبرتی

کسی که بدترین جرم را کرده و در زندان بسر می برد تماس تلفنی را از او نگرفته اند و در مقابل تو همه چیزت را گرفته اند و حاضر نیستند اجازه دهند یک تماس چند دقیقه ای با ما بگیری. آیا در دام کسانی که افتاده ای  پدر و مادر دارند؟ اصلا می دانند پدر و مادر یعنی چی و یا شاید فکر می کنند که از زیر بوته بعمل آمده ای واقعا تو چه زندگی در عراق داری صبح تا غروب کار می کنی و در جیب کسانی می ریزی که عمر تو را به تباهی کشیدند.

هنوز دیر نشده تصمیم عاقلانه ای برای خودت بگیر اجازه نده کسی برای تو تصمیم بگیرد من و مادرت همیشه برای تو دعا می کنیم که هر چه زودتر به آغوش ما بر گردی یک بار هم که شده تو را از نزدیک ببینیم.

به امید دیدار


پدرت شمس ا.... نوری

 
منبع خبر:  انجمن نجات مرکز اراک
۱۴ تیر ۱۳۹۴

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : نامه ی آقای شمس ا.... نوری به فرزندش حمید رضا نوری اسیر در کمپ لیبرتی، انجمن نجات مرکز اراک، لیبرتی،
لینک های مرتبط :
نامه ای به دخترم شکوه قاسمی اسیر در کمپ لیبرتی

نامه ای به دخترم شکوه قاسمی اسیر در کمپ لیبرتی

سلام و سال نو مبارک

امیدوارم که حالت خوب باشد هر چند می دانم که اوضاع و احوال خوبی در عراق و یا در کمپ لیبرتی نداری این دومین نامه ای است که برایت ارسال می کنم هدفم از نامه نوشتن برای شما فقط می خواهم از احوال شما با خبر شوم چون من و مادرت و اهل فامیل نگران شما هستند ولی متاسفانه شما نه تماسی با ما گرفتی و نه دو خط نامه برای ما ارسال کردی که ما را از نگرانی در بیاوری چندین سال است که من و مادرت از تو هیچ خبری نداریم.

شماره تلفن و یا صندوق پستی هم برای شما وجود ندارد که بتوانیم با هم ارتباط برقرار کنیم سئوالی که از شما دارم رسم روزگار این است که پدر و مادرت را رها کرده و به دنبال یک سری رفته ای که فقط اهداف شوم خودشان را پیش می برند و ما بایستی در نبود شما انواع و اقسام مریضی ها را بگیریم. در دام کسانی افتاده ای که حتی به تو اجازه نمی دهند برای خودت تصمیم بگیری آنقدر شما را شستشوی مغزی داده اند عواطف در شما خشک شده است  شما را تبدیل کرده اند به چوب خشک.

خدا لعنت کند کسانی که شما را به اسارت گرفته اند و ما پدر و مادران را داغ دار کردند شما از زندانی هم بد تر هستید زندانی حق و حقوقی برای خودش دارد حق تماس دارد حق مرخصی دارد و .... شما در دام کسانی افتاده اید که شما را از انسانیت بدور کرده اند و برای منافع خودشان فقط از شما سوء استفاده می کنند.

 امیدوارم روزی این را فهم کنی که بهترین دوران زندگی خودت را برای هیچ و پوچ به باد دادی یک مقدار به خودت بیا و چشمانت را باز کن ببین در چه دامی خودت را اسیر کردی من و مادرت همیشه برای تو دعا می کنیم که هر چه زود تر به نزد ما بر گردی و در کنار ما آزاد زندگی کنی.       
  به امید آن روز .
 پدرت . محمد قاسمی
 منبع خبر:  انجمن نجات مرکز اراک
پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴





نوع مطلب : اخبار، اخبار ایران و جهان، آرشیو 1394، اخبار روز، تهران، استان ها، لیبرت نیوز، کمپ ترانزیت موقت (لیبرتی)، خانواده اسرای فرقه رجوی، نامه خانواده ها ، نامه به اسرای فرقه، 
برچسب ها : شکوه قاسمی، محمد قاسمی، کمپ لیبرتی، انجمن نجات مرکز اراک،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 7 دی 1393 :: نویسنده : نوید رهایی
سلام پدرم!
امید وارم که حالت خوب باشد من چندین سال است که شما را ندیدم اگر بخواهم بگویم زمانی که بچه ای بیش نبودم شما ما را ترک کردی . بگذریم که من از بچگی تا به حال که برای خودم مردی شدم بدون شما چه سختیها که نکشیدم و همیشه حسرت بی پدری را می کشیدم و با خودم می گفتم پس من چه زمانی می توانم پدرم را ببینم . قبل از اینکه به سن بلوغ برسم نمی دانستم که شما کجا هستید و چکار می کنید الان در حال حاضر من دارم کار آزادی شما را دنبال می کنم و برایم روشن شده است که در چه دامی افتاده ای در فرقه رجوی مثل برده از شما کار می کشند شما را تبدیل به ربات کرده اند که فقط دستورات آنها را پیش می برید و خودتان اراده ای از خود ندارید که برای خودتان تصمیم بگیرید.


نامه ای از یک فرزند منتظر، اراك

فرقه قرون وسطایی رجوی به جای اینکه رو به جلو حرکت کند بر عکس رو به عقب حرکت می کند و فکر می کند که دنیا به این بزرگی در فرقه خودش خلاصه می شود و خودش را مالک شما می داند . به چه دلیل زن و بچه هایت را رها کردی و پیش کسانی رفتی که فقط برای قدرت طلبی خودشان چندین سال عمر شما را به تباهی کشیدند . بعد از چندین سال چکار کردید و کجا را گرفتید . هم خودت را از بین بردی و هم ما را در حسرت بی پدری گذاشتی هر چند که چهره ات یادم نیست با این وجود می توانم کارهای مربوط به آزادی شما را انجام دهم و من و تمام فامیل همچنان منتظر آمدنت هستیم از طرفی اهل فامیل هر موقع مرا می بینند سراغ شما را می گیرند و جویای احوال شما هستند . امیدوارم که هر چه زودتر به آغوش گرم خانواده برگردی و زندگی جدید و آزاد را شروع کنی به امید آن روز .
پسرت محسن
منبع خبر:  انجمن نجات مرکز اراک
7 دی ۱۳۹۳






نوع مطلب : اخبار ایران و جهان، اخبار روز، آرشیو 93، استان ها، خانواده اسرای فرقه رجوی، نامه به اسرای فرقه، نامه خانواده ها ، 
برچسب ها : نامه ای از یک فرزند منتظر، انجمن نجات مرکز اراک، محسن،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 فروردین 1392 :: نویسنده : نوید رهایی
یک روز پدر و مادرم به من گفتند برای مدتی مجبوریم از تو دور شویم ولی نگران نباش بزودی برمی گردیم . بعد از کلی پرس و جو فهمیدم که فرقه رجوی به فرد اجازه نمی دهد نامه نگاری و یا تماسی با خانواده اش داشته باشد این فقط مشکل من نبود مشکل تمام کسانی که پدر و مادرشان در فرقه رجوی اسیر هستند.

سراب کاریابی فرقه رجوی

دامی برای شکار و فریب



ادامه مطلب


نوع مطلب : آرشیو 92 ، خانواده اسرای فرقه رجوی، نقض حقوق خانواده ها، نقض حقوق اعضاء، 
برچسب ها : پدر و مادر، انجمن نجات مرکز اراک، نوید رهایی،
لینک های مرتبط :


موضوعات
پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 counters رادیو لرستان
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات