نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

آقای هزار خانی آمد سرکشی از آقازاده بکند که بچه ها به ایشان گفتند: آقای هزار خانی پسرتان دوست داره اینجا بماند و بیآید ارتش آزادیبخش؛ حالا توجه کنید که خرفت کیه، هزار خانی در جواب این حرف بچه ها گفت: «مگر عقلش کم است یا دیوانه است» بعد پسرش گفت: مدتی می مانم دوباره ایشان با غیض گفت: «مگر مغز خر خوردی»

آقای نادر نادری


ادامه مطلب
طبقه بندی: آرشیو 92 ،  آقای نادر نادری،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطران، نادر نادری، منوچهر هزترخانی، اشرف، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : جمعه 27 بهمن 1391

روزها به سختی می گذشت انگار دنیا برای من تیره و تار شده بود. استرس و اضطراب همه ی وجودم را فرا گرفته بود. تصویر پسرم سعید را در رویاهام و خیالم می کشیدم که بیش از ده سال بود او را ندیده بودم. احساسات مادرانه غریبی همه وجودم را در بر گرفته بود . گاهی همسرم آرام را در خواب می دیدم که غمگین در گوشه ای ایستاده و به من در بیابانی تفتیده و سوزان خیره شده است...

خانم مرضیه قرضی



ادامه مطلب
طبقه بندی: زنان،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطران، خاطرات مرضیه قرصی، فرقه رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
مرتبه
تاریخ : شنبه 21 مرداد 1391

فرار

به سمت ضلع شمال قرارگاه به راه افتادم. بین زاغه و قرارگاه یك كانال ضد تانك بود. بعد از چند بار بالا و پایین رفتن از آن عبور كردم تا به سیم هاى خاردار رسیدم. عبور از سیم ها ساده نبود اما هر طورى بود از آن ها هم گذشتم. آخرین مانع نگهبانان عراقى بودند كه توانستم با خوش‏شانسى از كنار آن ها هم بگذرم. حالا من بودم و دشت پر از گیاه و گندم كه به استتار بهتر من كمك مى‏كرد. به سمت ارتفاعات حمرین در شمال قرارگاه به راه افتادم و...

طالب جلیلیان



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطران، طالب جلیلیان، جداشده، اشرف، فرار، کرمانشاه،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی